داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
در یک روز تعطیل «آبناز» با خانوادهاش برای پیکنیک به خارج از شهر رفتند، او روستای کوچکی را دید که در یکی از کلبههای آن، دختر کوچکی با پدرش زندگی میکرد و دخترک هیزمفروش بود. آبناز پیش خودش فکر کرد که آنها زندگی خوبی دارند؛ زیرا از هوای پاکیزه تنفس میکنند و از شلوغی شهر نیز دور هستند. شبهنگام، او از پری مهربان خواهش کرد مدتی جای یک دختر روستایی باشد. پری مهربان آرزوی او را برآورده کرد و آبناز به شکل دختر روستایی در روستای کوچکی درآمد و ماجراهای جالبی برایش اتفاق افتاد. کتاب حاضر، با موضوع داستانهای تخیلی برای کودکان گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است.