داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر، داستاني درباره حيوانات است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان روزي از روزها در خانواده سنجابي که شش تا بچه داشتند، يک سنجاب کوچولو به دنيا آمد. پدرش ميگفت که اين بچه خيلي کوچک است. روزها تند و تند ميآمدند و ميرفتند، اما سنجاب کوچولو اصلاً بزرگتر نميشد. همانقدر، درست اندازه يک فندق باقي ماند. مادر و پدرش ميگفتند که فندق هيچوقت نبايد تنها به جنگل برود.