داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
بيابان خشك و دورافتادهاي در ناحيه مرزي ايران و تركيه كه در محدوده شهر سلماس به سمت مرز قرار دارد، سرزميني عجيب و اسرارآميز است. در نواحي شمالي و شرقي اين بيابان، كشاورز جواني مشغول شخم زدن زميني است كه در اين شرايط، عملي بيربط به نظر ميرسد. كشاورز جوان كه اميدش در حال ناپديد شدن است مادر بيپناه و نابيناي خود را كه در روستايي به نام «گنبد واقع» در 5 كيلومتري اين زمين زندگي ميكند، تنها گذاشته است. جوان كه خسته است ناگاه مردي را روبهروي خود ميبيند، كشاورز جوان كه فكر ميكند دچار توهم شده با تمركز بيشتري نگاه ميكند و مطمئن ميشود كه آن مرد واقعا وجود دارد و ... .