داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
کتاب مصور حاضر، داستانی تخیلی از حیوانات است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ب) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «کنار کوه، یک دره بود، پر از لانه خرگوش و هویج وحشی. لانه خرگوش دمسیاه پای کوه بود، کمی دورتر از بقیه لانهها. روزی یک عالم سنگ از کوه پایین افتاد. سنگها تا پشت پنجره دمسیاه قل خوردند. لانه دمسیاه تاریکِ تاریک شد. موش کور به او گفت که خانهات مثل خانه من شد. دمسیاه چند تا سنگ برداشت، ولی زود خسته شد. کار سختی بود، دمسیاه باید فکر تازهای میکرد».