داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
«چو»، «سو» و «تو» سه خرس بودند که در یک جنگل زیبا با دوستانشان زندگی میکردند. چو، برادر بزرگتر بود و به خواهر و برادر کوچکترش در انجام کارهایشان کمک میکرد. یک روز که او برای کار بیرون رفته بود، سو و چو متوجه شدند که هیچ عسلی در خانه برای خوردن باقی نمانده است. تو بدون اجازة چو از خانه بیرون رفت تا با دوستانش عسل پیدا کنند. اما سو این کار را نکرد و اول پیش چو رفت تا طریقة پیدا کردن عسل را یاد بگیرد. بعد از گذشت چند ساعت تو دست خالی برگشت و سو که از برادر بزرگترش راهنمایی خواسته بود، توانست مقدار زیادی عسل پیدا کند. شمارة (1) از مجموعة «جنگل پرماجرا»، دربرگیرنده یک داستان آموزنده برای کودکان گروه سنی «ب» است.