داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
میبل، دختری هشتساله و بسیار منظم و عاقل است. نقطة مقابل او وایلوت خواهر پنجسالهاش با قدرت جادویی است و خود از این موضوع آگاهی ندارد. میبل و وایولت یک پیانو به صورت اشتراکی دارند. زمانی که میبل پیانو تمرین میکند، وایولت مزاحم او میشود. او فقط صداهای گوشخراش ایجاد میکند. زنگ در به صدا درمیآید آنها پیانویی را جلو در میبینند. میبل فکر میکند که وایلوت با قدرت جادویی این کار را انجام داده است، اما این پدر و مادر آنها بودند که پیانوی جدیدی را برای میبل خریداری کرده بودند. با رسیدن نامة خاله دولوس که در جای دیگری زندگی میکند، آنها تصمیم میگیرند جشنی برپا کنند و تمام اقوام را دعوت کنند. در این جشن میبل آهنگی زیبا مینوازد و وایولت با قدرت جادویی خود مشکلاتی را ایجاد میکند. این کتاب برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.