داستانهای نوجوانان انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای نوجوانان انگلیسی - قرن 20م.
«پروفسور»، پدر «مكس» را كه «كاليوم» داشت از شهر «آكورا» گروگان گرفته بود. براساس گفته «ليا»، دوست مريني مكس، پروفسور، متخصصها را اسير ميكرد تا برايش اسلحه بسازند. او علاوه بر پدر مكس، جمجمه «تالوس» را نيز از شهر مريني «سومارا» دزديده بود. مردم مرين بدون جمجمه قدرتهاي دريايي خود را از دست داده بودند، حال مكس بايد با قويترين هيولاي رباتي پروفسور، «كرايا» كوسه خونبار، مبارزه كند و ... .