داستانهای ارمنی - قرن 20م.
داستانهای ارمنی - قرن 20م.
كتاب حاضر دربردارنده رماني ارمني است. دو خانواده متمول و بانفوذ محله به خاطر يك صندلي به جان هم ميافتند و جامعه را هم دو جناح ميكنند. در اين كشمكش غيراخلاقي، منافع مردم و راستي و صداقتشان پايمال ميشود. قدرت نويسنده نيز در به تصوير كشيدن همين زشتيهاي زندگي به شيوه طنز است. در بخشي از رمان ميخوانيم: «خودم رو كنار كشيدم، فكر كردم ميخواد از جلوي من رد شه گم شه بره. ولي ميدوني چي شد؟ خادم كليسا صندلي رو آورد و درست همونجايي كه وايساده بودم گذاشت تا شازيك يهكاره روش جا خوش كنه.»