داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اویس جوان که پدر خود را در هنگام درگیری با «جنگلیهای کمونیست» از دست داده، راهی کردستان شده و به جنگ با ضد انقلاب منطقه میپردازد. مدتها بعد او را در حالی که موج انفجار و صحنههای دلخراش، روح و جسمش را تحت تأثیر سوء قرار داده به خانه بازمیگردانند. اویس، روزهایش را با مرور چندباره خاطراتش از زمان شهادت پدر تا هنگام بازگشت به خانه میگذراند و در این بین به این باور رسیده که برادری داشته به نام سیف الله که نمونه رشادت، ایمان، شجاعت و دلاوری بوده و در تمام مراحل جنگ او را همراهی می کرده تا روزی که خود را در کردستان سپر بلای یاران کرده و به شهادت میرسد. شخصیتپردازی رمان دیلمزاد، چنان پیچیده و در عین پیچیدگی، هیجانانگیز و جذاب است که خواننده، نیاز به بازخوانی اویس و آسیف را در خود احساس میکند تا در نهایت، به کلید بازگشایی قفل نام کتاب و کشف دیلمزاد برسد.