داستانهای تخیلی - ادبیات کودکان و نوجوانان
داستانهای تخیلی - ادبیات کودکان و نوجوانان
در این داستان، شخصیت اصلی آن با نام "دکتر دولیتل" به شرح زندگی و رویدادها و ماجراهای جالب و شگفتانگیزی میپردازد که طی سفر به آفریقا برایش رخ داده است. او به همراه خواهرش، "سارا"، در شهر کوچکی زندگی میکند. او عاشق حیوانات است و از حیوانات اهلی بسیاری در خانهاش نگهداری میکند. حرفهی اصلی او پزشکی است و مردم بسیاری برای مداوا نزد او مراجعه میکنند. اما هیچیک از بیماران دکتر، از وجود حیوانات در خانه اطلاعی ندارند. تا این که روزی پیرزنی که برای مداوا به خانهی دکتر آمده با دیدن لاکپشتی پا به فرار میگذارد و از آن پس مردم با فهمیدن این موضوع دیگر برای مداوا نزد دکتر نمیروند. این امر سبب میشود تا او هر روز فقیرتر و بیچیزتر شود. روزها بدینمنوال میگذرد تا این که روزی اتفاق جالبی برای دکتر رخ میدهد...