شعر فارسی - قرن 14
شعر فارسی - قرن 14
نوجوانی، فصل زیبایی از زندگی است؛ مرزی بین کودکی و بزرگسالی. چیزی که در این سن و سال آدم را آزار میدهد این است که تکلیف خود را با خود نمیداند. چرا که این سن و سال به آدم نه به چشم کودک نگاه میکنند و نه به چشم بزرگسال! به هر حال این دوران را باید پشتسر گذاشت. از مرز کودکی عبور کرد و به ایستگاه بزرگسالی رسید. در این مجموعهی شعر، نویسنده کوشیده است تا از دریچهی چشم نوجوانان به زندگی نگاه کرده و شعر بسراید. شعرها تحت این عناوین به چاپ رسیده است: خدای خوبیها؛ مهر وطن؛ خانهی دوست؛ بنگر به آسمان؛ کودکی؛ بوی گل، درمیزند؛ همسایهی باران؛ غار امام؛ لبخند زندگی؛ زیباترین فصل؛ از گلوی روشن پروانهها؛ معلم شهید؛ سر تهران شلوغ است؛ باغ بهشت؛ شعری برای "قدس"؛ صدای پای آب؛ نسیم کربلا؛ اذان؛ کوچههای کودکی؛ بهمن خونین؛ پرید آن پرستو؛ و پنجرهی زمزمه.