داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
این کتاب مصور و رنگی، براساس مثل معروف "جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟" به رشتهی تحریر درا/ده است. کتاب، حکایت دوستی گنجسکی به نام "جیک جیکو" و مورچهای دانا است که اولی، در فصل تابستان تنها به فکر آواز خواندن بود، اما دومی (مورچه) به فکر جمع کردن آذوقه برای روزهای سرد زمستان. گنجشک نه تنها به نصیحتهای مورچه در خصوص جمعآوری آذوقه برای فصل زمستان، گوش نمیداد بلکه او را نیز مسخره میکرد. تا این که فصل زمستان از راه میرسد و گنجشک کوچولو با شرمندگی نزد مورچه رفته و از او میخواهد تا کمکش کند. در این هنگام است که مورچه به او میگوید "جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟". اما مورچه زمانی که پشیمانی گنجشک را میبیند، تصمیم میگیرد او را تا فصل بهار نزد خود نگه دارد.