داستانهای اجتماعی داستانهای اخلاقی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای اجتماعی داستانهای اخلاقی داستانهای کودکان و نوجوانان
این داستان مصور که برای نوجوانان به فارسی ترجمه شده، درباره پسر بچه یتیمی است به نام "تاو ."او که در روستا زندگی می کند برای خدمتکاری مردی ثروتمند به شهر میرود .اما اربابش آن قدر با او بدرفتاری میکند که ناگزیر به فرار میشود . در پی آن، پس از یک چند آوارگی سرانجام موفق میشود با مهارتی که در تراشیدن چوب با چاقو دارد، در آن شهر پرهیاهو لقمه نانی برای خود فراهم سازد .پس از آن به کمک مرد خیرخواهی، در نجاری مهارت مییابد و پس از سالها دوری از مادر، خواهر و برادر به نزد آنان باز میگردد و موجب خوشحالی آنان میشود .