داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
مجموعهی حاضر، شامل 11 داستان کوتاه تحت این عناوین است: "بار"، "باد قاصد ماست"، "گم شدن زنی به نام گلافروز"، "او"، "سیاه زمستان"، "پسین تنگ"، "بوی نرگس"، "رها در تاریکی"، "لکههای گل"، "درختی که بود" و "در راه". داستانها دارای فضا و رنگ بومی هستند، و در عین حال سعی شده که موضوعات تا حدودی کلی باشد و به یک محل خاص محدود نشود. علاوه بر این نویسنده سعی کرده تا لحن و لهجهی مردم بخشی از جنوب کشور را در داستانها منعکس کند. او بیشتر در "نحو" جملهها این مهم را انجام داده است نه در واژههای محلی. برای مثال در بخشی از کتاب آمده است: "نمیدانم گناه پدرم چه بود که گرفتار عذاب دایمی شده بود و نمیتوانست یک روز هم بارش را بگذارد زمین. تا یادم میآید چیزی روی کولش بود. با گونی گندم به آسیا میرفت. کیسهی آرد بر پشت برمیگشت. کود حیوانی را میبرد میریخت پای نخلها، با زنبیل پر از خرما خمیده خمیده از باغ میآمد، پشتهای هیزم میبرد، کیلویی قند میآورد. خلاصه کمرش راست نشد که نشد...". نویسنده در "لکههای گل" از تلاش پدر و پسری برای آب دادن به نخلهایشان سخن میراند که مرد ناشناسی مانع از این کار میشود و...