نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
ماجرای مرد خیاط و پسرانش | خانه کتاب و ادبیات ایران

ماجرای مرد خیاط و پسرانش

افسانه‌های عامه

ماجرای مرد خیاط و پسرانش | خانه کتاب و ادبیات ایران

ماجرای مرد خیاط و پسرانش

افسانه‌های عامه

قیمت
8,000
تاریخ نشر
13870811
شابک
978-600-5033-54-0
تلفن
88319557
ناشر
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
398.2
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 12 صفحه - ترجمه - چاپ 1
کد دیویی
398.2
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 12 صفحه - ترجمه - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

سال‌ها پیش پیرمردی با سه پسرش زندگی می‌کرد. آنها یک بز داشتند و هر روز یکی از پسرها بز را به چرا می‌برد و وقتی از بز می‌پرسید سیر شدی، بز می‌گفت: «بله سیر شده‌ام». اما وقتی به خانه می‌رفتند و پیرمرد همین سوال را از بز می‌پرسید می‌گفت: «نه چه جوری، من که همش توی سنگ و کلوخ بودم». به خاطر همین ماجرا پیرمرد سه پسر خود را از خانه بیرون کرد و هریک به جایی رفتند. پسر اول نجار شد و استاد او بخاطر استعدادش به او یک میز جادویی داد. پسر دوم نزد آسیابان رفت و یک الاغ جادویی گرفت و پسر سوم هم از خیاط یک چماق جادویی گرفت. هر سه پسر بعد از خداحافظی از استادانشان و برای بازگشت نزد پدر مجبور بودند شب را در مسافرخانه‌ای بمانند. اما صاحب مسافرخانه آن‌ها را فریب داد و چیزهای جادویی آن‌ها را با چیزهای معمولی عوض کرد. چندی نگذشت که صاحب مسافرخانه مجبور شد چیزهای دزدیده شده را بازگرداند. در این زمان پیرمرد هم به اشتباه خود پی‌برده بود و سه پسر نزد پدر بازگشتند و با خوشبختی کنار هم زندگی کردند.