اقتصاد محیط زیست
اقتصاد محیط زیست
نویسنده در آغاز این نکته را خاطرنشان میکند: "توجه به مسائل محیط زیست و رعایت آنها، عامل اصلی دگرگونی اقتصادی درکشورهای ثروتمند است. این عامل سبب تشویق بخشهای تخصصی در توسعه فنون و آلودگیزدایی میشود، تشکیل بازارهای جدید را ممکن میسازد، و با به کارگیری شیوههای جدید مدیریت، بازارهای سنتی را ترمیم میکند. در یک کلام این پدیده باعث بازسازی اقتصاد میشود". وی سرانجام نتیجه میگیرد: ".... دنیا در تار و پودی که برای خویش تنیده گرفتار آمده است، در چنگال همان ساختاری که اساسش بر نابرابری استوار است. این نابرابری از سویی در بطن جوامع غربی و از سوی دیگر میان کشورهای غرب و کشورهای موسوم به جنوب (شمال ـ جنوب) رخ مینماید. همگان مبتلا به تب رشد گشتهاند، گویی این پدیده مشکلگشای بحران کنونی جوامع امروزی است. لیکن، ماحصل تمامی اینها چیزی نیست جز تعمیق هر چه بیشتر بحران اکولوژیکی و اجتماعی. جست و جوی بیحاصل و نافرجام "رشد" در عمل، گرهای از مسئله بیکاری نگشوده و تنها تعادل اکولوژیکی جامعه را مغشوش میکند. امروزه بیش از تمامی اعصار میبایست ابزار تولیدات اقتصادی را که افسار گسیخته در جست و جوی تولید بیشتر هستند مهار زد. اما مسئله حیاتیتر، توزیع عادلانه ثروت است. بدون بررسی این امر مهم تجزیه و تحلیل مسائل اقتصادی از دیدگاه اکولوژی حقیقا بیحاصل است".