شعر فارسی - قرن 14
شعر فارسی - قرن 14
دیوان حاضر مجموعه غزلیاتی است عرفانی و عاشقانه که به نمونهای از آن اشاره میشود :یوسف که نه حق پدری نیک ادا کرد / پیوند پیام از خود و پیوند جدا کرد / بر جای بزرگان نتوان کرد به حق جای / جز آن که به جان خدمت اخوان صفا کرد / دردا خوشی و عیش سر آمد به سحر زود / بشناخت کسی قدر که آنقدر دعا کرد / با زاهد مکار مگوئید ز اسرار / کی زاهد حاسد بتوان درد دوا کرد / از مستی عشق است که ما را همه هستی است / دنیا همه را عشق چنین رنگ و جلا کرد / حرمان تو ز این در بود از درد بد خویش / ور نی دل و دلدار کجا عزم جفا کرد / .