داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نوشته شده است. در اين داستان ميخوانيم:«کلبه خرس کوچولو خيلي سرد بود و خرس کوچولو حسابي داشت ميلرزيد. صداي رعدوبرق در آسمان پيچيد، خرس کوچولو کنار پنجره رفت. بيرون را نگاه کرد. مادربزرگ هميشه ميگفت که وقتي رعدوبرق شود، يک شعله به دنيا ميآيد. خرس کوچولو از خانه بيرون رفت. اينطرف را نگاه کرد و آنطرف را نگاه کرد. آنقدر گشت تا بالاخره يک شعله ديد».