داستانهای کودکان (انگلیسی) مادران و پسران - داستان سرطان - بیماران - داستان
داستانهای کودکان (انگلیسی) مادران و پسران - داستان سرطان - بیماران - داستان
چند روزی بود که انگار مامان و بابا ناراحت بودند. شاید من کاری کردهام و از دستم عصبانیاند، ولی بالاخره به من میگویند که اتفاق خیلی مهمی افتاده و مامانم سرطان گرفته است. این کتاب، در قالب داستانی مصور، پدر و مادرها را تشویق میکند که وقتی یکی از آنها به بیماری سرطان مبتلا میشود، کودکان را در جریان بگذارند و به آنها میآموزد، چطور در چنین شرایطی با اضطرابشان کنار بیایند.