داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در رمان بلند «خاطرات شیرین»، چند دوست دانشجو بعد از پایان امتحانات خود تصمیم میگیرند تا برای استراحت به سفر بروند. آنها به پیشنهاد یکی از دوستانشان به قلة کوهی میروند و در آنجا با غاری زیبا مواجه میشوند. تا اینکه دست یکی از بچه ها به یک تکّه سنگ برخورد میکند و یک تونل باز میشود. بچهها در اثر کنجکاوی به دو گروه تقسیم میشوند. گروه نخست، وارد تونل میشوند و گروه بعدی، منتظر آنها میمانند. در تونل اتفاقات عجیبی رخ میدهد که بچهها را بسیار متعجب و گاهی هم نگران میکند. آنها تا پایان مسیر همچنان با اتفاقات رخ داده، دست و پنجه نرم میکنند.