نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
ماه به نور و زیبایی خویش غره شده و فریفتهی جمال خود گردیده است. به همین دلیل دیگر کسی را قبول نداشته و به ستارگان اطراف خود فخر فروخته و خود را برتر از همه میخواند. نصیحتها و روشنگریهای ستارگان اثری در وی ندارد و ماه تمامی آنها را حسود میانگارد. ستارهی هالی که از آن حوالی میگذشته از جریان آگاه شده و این خبر را به سوی خورشید، سلطان آسمانها، میبرد. خورشید با ستاره به علت خبرچینی به عتاب برمیخیزد اما پس از آن خود را نیز شماتت میکند که از احوال قلمروی حکومتش غافل مانده است. پس در صدد جبران برآمده و زمین را مامور میکند تا بین وی و ماه بایستد. پس از انجام دستور، ماه به یکباره دچار وحشت شده و به خوبی متوجه میشود که منبع نور و زیباییاش از جای دیگری بوده و هرگز نباید به خود مغرور میشده است. این نمایشنامه بر اساس سوال "چرا عدالت زیباست؟" مربوط به پرسش مهر 6 به رشتهی تحریر درآمده است.