داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
در این داستان، "هربرت" دانشآموز فعالی است که به آزمایشهای شیمیایی علاقه دارد. آزمایشگاه او یکبار دچار صاعقه شد و در پی آن، هربرت از نظرها پنهان میماند و نامرئی میشود و تنها لباسهایش باقی میماند. هربرت در عین حال، شخصیتی است که جلب توجه دیگران را دوست دارد و این امر سبب لذت بردن او میشود. از طرفی، پزشکان هیچکاری از دستشان برنمیآید. تا این که دیگربار، رعد و برق در آسمان پدیدار میشود و او به کمک عمویش، به همان شکل و حالت عادی برمیگردد.