داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم: «صدای قطرههای باران که به شیشه میخورد، وادارم کرد چشمهای خستهام را باز کنم. هیکل پیر و سنگینم را تکانی دادم و با فشار دادن دستم روی صندلی از جا بلند شدم. باز هم پاییز دیگری از راه رسیده و من هنوز زندهام. خودم را به پشت پنجره رساندم و پرده را کنار زدم».