داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«آرش» که به «خورشید» ـ دختر همسایهشان ـ دل بسته، پس از ازدواج با او صاحب دختری به نام «هستی» میشود. اما چندی بعد خورشید در سانحۀ تصادف جان میسپارد. پس از مرگ خورشید، آرش همواره با یاد خاطرات او لحظات را سپری میکند. او اینک به نوشتن داستانهایی برای کودکان روی آورده و از رنجهای کودکان و جدایی آنان از مادر مینویسد. سرانجام نیز آرش با یادی از چگونگی مرگ خورشید داستانی از زندگی او مینویسد.