داستانهای کودکان (آلمانی) - قرن 20م.
داستانهای کودکان (آلمانی) - قرن 20م.
شاهزاده «پانيا» دستور ميدهد تا سربازخانهها تعطيل شوند؛ پس از اجراي دستور «دن بلش» ژنرال بازنشسته، تصميم به ساختن مجسمهاي ميگيرد كه درست شبيه و همسنگ خودش باشد. او براي اين كار روزها و روزها كار ميكند؛ اما وقتي مجسمه آماده ميشود، هنگام خسوف جان ميگيرد و براي فتح درياها و خشكيها، سوار بر اسب حلبي شده و راهي كوه و صحرا ميشود؛ او به جزيره «ديدنيكها» ميرسد و خود را پادشاه اعلام ميكند و ... .