داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اثر حاضر، که صد و یکمین دفتر از مجموعة «جهان تازة داستان» است، دربردارندة چند داستان کوتاه از «فلامک جنیدی» است. عنوان برخی از داستانها عبارتند از: «گوشوارههایی با نگین فیروزه»، «چیزی از قلم نیفتاده»، «گربههای شهر من هر روز زیادتر میشوند»، «جایی به نام تاماساکو» و... . داستان «گوشوارههایی با نگین فیروزه»، ماجرای زنی است که بعد از پایان یافتن ارتباطش با «رامین»، دچار سردرگمی شده و زندگیاش به هم ریخته است. شبی، برای شرکت در یک مهمانی، گوشوارههای فیروزهای که رامین به او هدیه داده را به گوشش میکند؛ گوشوارهها سنگین هستند و گوش او را زخم میکنند. زن نمیتواند گوشوارهها را از میان زخم جدا کند و مجبور میشود تا آرام آرام به وضعیت پیش آمده عادت کند. گوشوارهها و زخم گوش زن، نمادی از خاطرات دردناک اوست که با رامین داشته و نمیتواند آنها را ترک کند.