نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
می‌خواستم نویسنده شوم، آشپز شدم: یازده روایت آبگوشتی | خانه کتاب و ادبیات ایران

می‌خواستم نویسنده شوم، آشپز شدم: یازده روایت آبگوشتی

داستان‌های فارسی - قرن 14

می‌خواستم نویسنده شوم، آشپز شدم: یازده روایت آبگوشتی | خانه کتاب و ادبیات ایران

می‌خواستم نویسنده شوم، آشپز شدم: یازده روایت آبگوشتی

داستان‌های فارسی - قرن 14

قیمت
60,000
تاریخ نشر
13940223
شابک
978-600-5639-48-3
تلفن
66950786
ناشر
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 96 صفحه - تالیف - چاپ 1
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 96 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

کتاب حاضر، مجموعه‌ای از داستان‌های فارسی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده‌اند. در داستان «آبگوشت» می‌خوانیم: «خیلی طول کشید تا این گزاره بهمان ثابت شود که آبگوشت شاخ دارد. خانه‌مان داشت از بیخ و بن کن‌فیکون می‌شد که یکهو شاخک‌های مامانم جنبید و فهمید ما از آن خانواده‌ها هستیم؛ از آن‌ها که وقتی آبگوشت می‌خورند، پاچه هم را می‌گیرند و از گل‌وگردن همدیگر آویزان می‌شوند و می‌پرند به هم. چاق‌وچله نبودیم. حتی یک‌جورهایی ریقو هم به‌حساب می‌آمدیم. من و «بهروز» به‌اضافه مامان و بابایمان سرجمع صد و پنجاه کیلو هم نمی‌شدیم».