افسانههای عامه
افسانههای عامه
کتاب مصور حاضر، داستاني عاميانه از مجموعه «قصههايي از ادبيات کهن ايرانزمين» است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان عليبابا و برادر بزرگترش قاسم دو فرزند يک بازرگان بودند. بعد از مرگ پدر قاسم که طمع ورز بود با زني ثروتمند ازدواج کرد و با تکيهبر تجارت پدر زندگياش روبهراه شد. اما عليبابا با زني فقير ازدواج کرد و به شغل هيزم چيني روي آورد. يک روز که عليبابا براي چيدن هيزم به جنگل رفته بود، 40 دزد را ديد که به سراغ گنجينه خود رفته بودند. گنج در دل غاري قرار داشت که با يک رمز در غار باز ميشد.