داستانهای آلمانی - قرن 20م.
داستانهای آلمانی - قرن 20م.
این کتاب، اثری است از "هرمان هسه"، نویسندهی سوییسی آلمانیالاصل که بیشتر یک "شعر هندی" است تا رمان. در این کتاب، آرمان "هسه" بشریتی است که موفق خواهد شد تا همهی شکلهای زندگی را در بطن خود آشتی دهد و معنویت نهایی را به جوهر نهایی زندگی ملحق کند. در داستان، "سیدارتها"، پسر برهمن، سرگشته از نیاز به حقیقت تمام، در جست و جوی خردی به کمال منطبق با زندگی، خانهی پدری را ترک میگوید. او که با همراهی به نام "گویندا" رهسپار است ابتدا به جنگلی راه مییابد و در آنجا از دشمنان خردمند درس ریاضیات و روزه و رهایی کامل از خویش را فرا میگیرد؛ درسهایی که باید او را به نیروانا ببرد. اما این آموزش چندان در "سیدارتها" کارگر نمیافتد و چنان نیست که به روح او آرامش بخشد. در این زمان است که بازهم به همراه "گویندا" با مردی روبهرو میشود که چهرهای رخشان و صاف دارد. او "گوتاما" است که بودا نامیده میشود. "سیدارتها" به محض دیدنش درمییابد او همان کسی است که قادر است میانجی او برای رسیدن به خرد باشد، و به راستی که، بر خلاف آنچه، "گویندا" از او انتظار دارد، بودا هیچآیینی را نمیآموزد. اما به عکس، "سیدارتها" از وی خواهد آموخت که خود را از هر جهانبینی از پیشداشتهای رها کند و....