داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب مصور حاضر، داستانی است که با زبانی ساده نگاشته شده است. نویسنده این داستان را با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان جزئیات نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان میخوانیم: «باد گرمی میوزید، ابری هم برای باریدن نبود، آسمان غمگین بود، خستگی میبارید. دخترک به روی تختهسنگی کوچک نشسته بود، با تبخال زیر لبش بازی میکرد و در فکر کابوس وحشتناک دیشبش بود. نوجوان، با موهایی سرد و چشمانی به رنگ آسمانی خوشحال و آرام و یک نشانه».