داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"آمدهاشم"، مردی با چشمهای نمناک و محزون، در دل غمی داشت که غم دنیا نبود. وی با عشق به خدا و محبت اهل بیت بزرگ شده و اکنون که سن و سالی را پشت سر گذاشته بود هنوز هم تقوی و خداترسی در تمام حالات و رفتارهایش مشهود بود. وی از هر فرصتی برای راهنمایی خلق و برحذر داشتن آنان از گناه کمک میگرفت و در انجام کارهای خیر پیشقدم بود. آمدهاشم اساس زندگی خود و خانودهاش را بر درستکاری نهاده و هرگز از شکرگزاری غافل نمیشد. وی اعمال پیامبر و امامان معصوم را پیشرو خود کرده بود و در همۀ اعمال و رفتار به آنها مینگریست. او از آن دسته انسانها بود که پس از مرگ و جدایی ظاهری هم نمیمیرند؛ زندهاند و جلوی چشمان دیگران هستند. اکنون سالهاست که وی به دیار باقی شتافته، اما یاد و خاطرهاش به نیکی در ذهن بازماندگان برجای مانده است.