داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
این داستان که با تصاویر سیاه و سپید همراه است، ماجرای اسبی وحشی به نام "سپید یال" است که هیچ اسب شکاری قادر به رام کردن او نسیت و هر گاه بر گردن او کمندی میافکندند سپید یال با قدرت کمند را از هم میگسست و از بند آنان میرمید. تا این پسرکی او را رام میکند. اما به رغم آن که سردسته ستوربانان به او قول میدهد که چنانچه سپید یال را رام کند، اسب را به او خواهد بخشید، به عهد خود وفا نمیکند و با توطئهای میکوشد تا اسب را از چنگ پسرک درآورد. ولی پسرک سوار بر سپید یال به میان رودخانه میرود و در میان امواج خروشان از نظرها ناپدید میشود.