داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر، شرح حال زنی به نام «شقایق» است که در جوانی، مجبور به بیوفایی به عشق خود «سروش» میشود و با فرد دیگری ازدواج میکند و صاحب دو فرزند میشود. «شقایق»، طی اتفاقاتی، مجبور به بزرگ کردن فرزندان به تنهایی میشود. امّا وقتی فرزندان او «کیوان» و «کامران» به سن ازدواج میرسند، با انتخاب همسر برای آینده، شقایق را به گذشته و خاطرات دور و جوانی میبرند و او را در تصمیمگیری دچار تردید میکنند.