داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
اين كتاب ترجمه بخشي از كتاب «Favourit animal stories» است كه براي گروه سني «ب» تهيه شده است. در اين داستان مصور، شيري كه در جنگل فرمانروايي ميكرد هر روز تعداد زيادي حيوان را ميكشت و يكي از آنها ميخورد. حيوانات از اين موضوع خيلي غمگين بودند؛ يك روز آنها تصميم گرفتند كه هر روز يك حيوان داوطلبانه به سراغ شير برود تا شير آن را بخورد. يك روز كه نوبت خرگوش بود تا به نزد شير برود، خرگوش در راه نقشهاي به ذهنش ميرسد كه باعث نابودي شير ميشود.