داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان روايتي چند جانبه از زندگي دختري به نام «گلاره» است. روزي گلاره، اتفاق رخداده در زندگياش را براي جواني تعريف ميكند كه بر اثر يك اتفاق با او آشنا شده است. گلاره از خيانت پسري براي جوان صحبت ميكند كه ضمن ابراز علاقه به او با چند دختر ديگر هم ارتباط دارد. جوان سعي ميكند با ارائه دلايل منطقي گلاره را متوجه اين نكته سازد كه اگر خيانت اتفاق ميافتد در گام اول اشتباه از سوي دختر صورت ميگيرد؛ اين دليل باعث ميشود تا گلاره به گذشتههاي دور برود و حقايقي از زندگياش را براي جوان آشكار سازد.