حافظ، شمسالدینمحمد، - 792 ق. - نقد و تفسیر سهروردی، یحییبنحبش، 549؟ - 587ق. - نقد و تفسیر شعر فارسی - قرن 8ق. - تاریخ و نقد
حافظ، شمسالدینمحمد، - 792 ق. - نقد و تفسیر سهروردی، یحییبنحبش، 549؟ - 587ق. - نقد و تفسیر شعر فارسی - قرن 8ق. - تاریخ و نقد
نگارنده در کتاب حاضر، به بیان همسویی بخش مهمی از اندیشههای حافظ با تفکرات حکیم و عارف بزرگ ایرانی، شیخ اشراق (سهروردی) پرداخته است. در این بررسی، حافظ به عنوان شاعری جزئینگر مطرح شده است که نگرش شهودی از نظام هستی دارد، یعنی هر آنچه را که ظاهربینان خطا میبینند، صواب دیده و هر چیزی را به جای خود نیکو میداند. در نظام فلسفی حافظ چیزی با نام «خلود» وجود ندارد؛ چرا که او عقیده به «دیالکتیک هستی» دارد و انسان را موجودی «میرا» میشناسد. از اینجاست که خط فکری حافظ از عرفا جدا میشود. عرفا انسان را «عبد» میدانند و حافظ «آزاده». در کل آنچه از اشعار حافظ استنباط میشود این است که حافظ به فلسفة باستان معتقد بوده است.