داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
مرد جوانی برای خرید گوسفند به دهات اطراف تهران میرود و در آن جا از دختری خواستگاری میکند که به ازدواج آن دو میانجامد .مرد، کار مشخصی ندارد و همسرش از راه قالی بافی مخارج خانه را تامین میکند .پس از مدتی بین این زن و همسایه روبهرویی که مردی جوان است رابطه عاطفی پدید میآید . مرد همسایه به تدریج در زندگی این زن رخنه میکند ;تا جایی که ....