خداشناسی - داستان داستانهای تخیلی نماز - داستان
خداشناسی - داستان داستانهای تخیلی نماز - داستان
دخترکی تصمیم میگیرد برای تشکر از تمام نعمتهای خداوند برای او هدیهای بفرستد. او هنگام اذان وضو میگیرد و کنار پدر به نماز میایستد و هرچه پدر میگوید تکرار میکند. دختر آخر نماز، از رود، باد و درخت و کوه و پروانه درخواست کمک میکند که نمازش را به خدا برسانند، اما همة آنها به دلایلی امتناع میکنند. دخترک غمگین شده و شروع به گریه میکند. او ناگهان میبیند که همة فرشتههای مهربان نمازش را با حریر نورانی به سمت بالا میبرند. این کتاب مصور با موضوع خداشناسی برای دو گروه سنی «ب» و «ج» به دو زبان فارسی و انگلیسی به نگارش درآمده است.