داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
به ساختمان چندطبقهی پدرم که در زیبایی زبانزد بود، خیره شدم. هر از گاهی پدر ساختمانهای زیبایی میساخت و به همین دلیل، در کل شهر شناختهشده بود. هر کسی که اسم پدر من به گوشش میرسید، از خوبی و قدرتش سخن میگفت؛ اما افسوس که این قدرت و ثروت برای من هیچ سودی نداشت و من هیچ استفادهای از این ثروت نبردم و فقط از اسم پدر همیشه برای جلو افتادن کارهایم استفاده کردم.