داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"پریچهر"، دختر جوانی که در سال آخر دبیرستان مشغول تحصیل است، با پسری به نام "پیمان" ازدواج میکند. او که در روزهای اول زندگی سرشار از عشق است و سلیقه و خانهداریش زبانزد، پس از قبولی در کنکور نسبت به زندگی و همسرش بیتفاوت شده و برای هیچچیز به جز درسش اهمیتی قایل نیست. سرزنشها و نصیحتهای مادرش نیز کار به جایی نمیبرد، تا روزی که پیمان در محیط کارش با دختری آشنا میشود و بر سر دوراهی قرار میگیرد. از سویی هنوز به پریچهر و زندگیشان علاقه دارد و از سوی دیگر از دست بیتوجهیهای پریچهر به تنگ آمده خواهان یک زندگی عادی است. با تمام اینها پیمان بر وسوسههای نفس غلبه یافته و با کمک همان همکار جوانش همسرش را متوجه اشتباهاتش میکند. پریچهر که کاملا متوجه شده چه همسر مهربان، باگذشت و وفاداری دارد از ته قلب از وی عذرخواهی کرده و زندگی خوش خود را از سر میگیرد.