داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«نگين»، دختري جوان و زيباست كه به همراه پدر و مادر و برادرش «نادر» زندگي ميكند. پدر نگين مردي متعصب و خودرأي است كه در انجام امور زندگي هيچگاه با خانوادهاش مشورت نميكند. تولد نگين نزديك است و پدرش ميهماني مفصلي ترتيب داده است. نگين تمايلي به شركت در ميهماني ندارد براي همين زمانش را در دانشگاه سپري ميكند. «پريچهر» دوست نگين او را راضي ميكند تا به خانه برود اما بر اثر يك اتفاق پاي نگين آسيب ميبيند و ...