نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
این نمایشنامه،حکایت استاد دانشگاهی است که به ترفند بورکراسی فرهنگ کوتولههای استالینی از دانشگاه اخراج میشود. استاد ناصر که پیاپی با معضلات ناجوانمردانه رودررو شده و به علت این که خدایش را گم کرده است از سر ناچاری دست به خودکشی میزند. این همه زایمان ذهنی استاد ناصر است که از خواب برمیخیزد و به سجدهی عشق میرود. با این که او از دانشگاه اخراج شده است و معضلات فراوانی دارد، اما به دلیل مهر همسرش، بارش محبت خداوندی استوار میماند چون به این باور میرسد که: تا خدا هست عشق هست! و تا عشق هست "اکرم" زنده است، حتی اگر مستاجران تفکر استالینی او را مثله کنند. آدم را میشود کشت، اما اندیشهاش را هرگز! اندیشه راستین میماند تا آنگاه که آسمان استوار است.