گربهها - داستان موشها - داستان
گربهها - داستان موشها - داستان
گربه ملوس كه خانهاي براي زندگي كردن ندارد، هميشه در لابهلاي زبالهها دنبال غذا براي خودش ميگردد. يك روز گربه ملوس وارد يك باغ زيبا ميشود و چشمش به يك موش ميافتد و در يك حركت سريع موش را ميگيرد. موش كه قصد دارد جان خود را نجات بدهد پيشنهادي به گربه ميدهد كه باعث ميشود آنها با هم دوست شوند.