داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این کتاب، داستانی فارسی است که با نگاهی بر «اختلال ژن جغد شب»، نوشته شده است. داستان با یک پرسش آغاز میشود شما اینوقت شب خواب نداری؟ «پگاه» که از خانه بیرون زده با شنیدن صدای مردانهای بازمیگردد و بهصورتِ غافلگیرِ «سرپیکو» نگاه میکند. احتمالا هر دو دارند غافلگیری را از صورتهای یکدیگر جذب میکنند. انگار صورت سرپیکو در این سرما کِش آمده، برخلاف خودش که انگار صورتش منجمد شده. حالا پگاه در اوج ناباوری پیروز این میدان شده، پیروزی بداهه بر تخیل. اما سرپیکو همه محاسباتش بههمریخته. نهتنها محاسبات او که محاسبات مافوقش هم بههم ریخته است... .