داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی اجتماعی که با زبانی ساده و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده داستان را با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان میخوانیم: «وقتی از مطب دکتر خارج شد قطرهای باران به صورتش چکید. به خاطره یکطرفه بودن خیابان مجبور شد برای گرفتن تاکسی تا ایستگاه، سر چهارراه پیاده برود و در همان چند دقیقه باران شدت گرفت، تا سوار تاکسی شود سرتاپا خیس شده بود».