داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
الکس دنت، پسری بود که همیشه دردسر همراهاش بود. او یک دوچرخة خراب داشت و از پدر میخواست که برایش دوچرخهای نو بخرد، اما پدر پولی نداشت، چون طرحهای او برای شهرداری مورد قبول واقع نشده و بیکار شده بود. هنگام صبحانه، الکس دوباره این موضوع را تکرار کرد؛ اما باز پدر و مادر با او مخالفت کردند. ناگهان دست الکس به میز صبحانه خورد و میز به هم خورد و همهچیز به زمین ریخت. پدر، اسم الکس را مناسبترین اسم برای او میدانست، الکس به معنای حادثهساز و دردساز بود. ماجراهای دیگری از الکس در این کتاب برای گروه سنی «ج» به نگارش درآمده است.