داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم: ««صدرا» به آسمان نیمهروشن صبح نگاه کرد، صاف و بدون ابر... بااینکه هنوز تابستان خودنمایی میکرد، اما هوای سحرگاه این روز شهر یوری کمی سرد بود. روی صندلی زیر یکی از درختان بید کنار استخر کوچکشان نشست. این تابستان اصلاً فرصت شنا کردن در این استخر را پیدا نکرده بود».