داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر جلد ششم از مجموعه «قصههاي تصويري» و داستاني از حيوانات است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان در شهري شبحي زندگي ميکند که همه از او ميترسند و شبح هم از همه ميترسد. کسي نيست که با شبح دوست شود. شبح بيچاره که اين چيزها را ميديد، بيشتر ميترسيد. در داستان ميخوانيم: «روزي از روزها کس توي خانه ماندن خسته شده بود، پاورچينپاورچين از خانه بيرون آمد و به خيابان رفت. بعدازظهر يک روز تابستاني بود و آفتاب داغ صورتش را ميسوزاند».