قطعههای ادبی - قرن 14
قطعههای ادبی - قرن 14
کتاب حاضر مشتمل بر داستانهای کوتاه با عنوانهای «بید و زنبق» «بار امانت»، «سیب گمشده»، «شاید فردا»، «پدر»، «مادر»، «جنگ»، «سوغات غریب»، «نامهای به خدا» و «تنهایی» است. در داستان بید و زنبق آمده است: درخت بید با شش برگش پیر شده بود. او از پیری و خشکشدن میترسید. مردی تبر به دست هفده درخت بید را از بین برده بود و اگر از خواب بیدار میشد، درخت بید را نیز قطع میکرد. بید که مرگ خود را نزدیک میدید، دعا کرد که خداوند دیگر هیچ بذری را در آنجا نرویاند. ناگهان صدایی شنید. صدا از آن زنبق بود که پای درخت بید روئیده بود. زنبق دلیل قطع درختان بید را عاشق نبودن آنها دانست. او با درخت بید پیمان جاویدان بست. بید هرروز جوانتر شد و از مرگ نجات پیدا کرد.