داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
در زمانهای قدیم، در شهری زیبا بر روی ستون سنگی بلندی مجسمۀ زیبایی از شاهزادۀ شهر قرار داشت که با ورقهای طلا پوشیده شده بود و به جای چشمهای وی دو تکه فیروزه و بر روی دستۀ شمشیرش یاقوت زیبایی دیده میشد. مردم عقیده داشتند که او خوشبختترین شاهزادۀ دنیاست. اما مشاهدۀ رنج و فقر مردم، شاهزاده را آزار میداد. تا این که شاهزاده توانست با از خودگذشتگی و به کمک یک پرستو به مردم فقیر شهر کمک کند. در این میان یک پری، که به زمین آمده بود تا دو چیز بسیار گرانبها را بیابد، شاهزاده و پرستو را با خود به آسمان برد و آنها برای همیشه در بهشت جا گرفتند. این داستان تحت عنوان "شاهزادۀ خوشبخت" به همراه چندین داستان دیگر درمجموعۀ حاضر به چاپ رسیده است. عناوین دیگر داستانها عبارتاند از: سفرهای گالیور؛ لاسی سگ وفادار؛ پرندۀ آبی؛ ساراکورو؛ خانۀ شکلاتی؛ جوجهادرک زشت؛ روباه بازیگوش؛ ماریا و شاهزاده شیر؛ و گربۀ چکمهپوش.